تبليغاتX
پروانه ای در جستجوی عشق (دنیای بازتــاب)




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



فالنامه حضرت حافظ



آمار وب

کداهنگ میخواهی بیاتو




طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





تا اخر دنیا با هاتم

اکنون که تو اینجایی و من وجود مهربانت را احساس میکنم عطر وجودت زمانم را اغشته کرده و هر روز که از خواب بر می خیزم از رژفای درونم فریاد میزنم ما خوشبختیت

                                                                   خوشبخت

                                                                                        خوشبخت

گاه گاهی در کنار این خوشبختی حس غریبی در وجودم می اید و جاده ای را می بینم که رو به ظلمت و تباهی قرار دارد خدایایم را صدا میزنم و از  او طلب یاری می طلبم به لطف پرودگارم این ظلمت و سیاهی که در جاده ای نامعلوم قرار دارد در ذهنم به فردایی که پر از نور و سعادت هست را احساس می کنم فردایی که من و تو در انتظارش هستیم .ارام ارام گام بر میدارم و تنها روی جاده فردا چشم به خوشبختی گشوده ام وفردایم را فقط می خواهم در نور  و خوشبختی با تو به پایان برسانم. تا اخر دنیا باهاتم بهترینم

                



[+] نوشته شده توسط یه موندگار رفتنی در | |







بنام نویده دهنده زندگی

 

خیلی وقته می خوام یه چیزی رو برات بنویسم ولی وقتشو نداشتم امروز هم کمی من من کردم

ولی بعدش یادم اومد که حرفامو متفاوت بنویسم حرفام مال امروز و دیروز نیست مال خیلی وقتا قبله

مال همون روزای که بهت می گفتم دوستت دارم ولی جواب سربا لا می شنیدم ولی متوجه نگات بودم

که به افق خیره شدی . دوست نداشتم چیزی رو که مدت ها تو دلت بوده حالا بلند بگی ...چون داشت

کم کم به وجود می اومد کم کم داشت زلال میشد پاک میشد ولی گاهی وقتا هم دوست نداشتی بگی 

  میگفتی بگم از کجا بهش برسم نگم چه جوری پا رو دلم بزارم.به یاد میارم گاهی وقتابا لبخندت و

 خوبی هات تا اوج کهکشان ها منومی بردی و برام زمزمه میکردی که انتظار رسیدنش هولناکه و ارامش

 رسیدن و وصال دلپذیر و خوشایند .خیلی سخته انتخاب کنی وقتی خودمو جات میزارم انگار بین سخت

 و مشکل قرار گرفتم سختی هاش به خاطر تک تک روزای سا لیان قبل لحظه به لحظه ان انگار دیروز بود

 مشکلاتش هم به قول خودت 100سال اولش سخته بعدا راحت میگیری میخابی . برام خودم هم این

سالها خیلی سخت گذشت.وقتی عاشق بشی نتو نتی غذا بخوری روز به روز لاغر بشی بعد بهت بگن

 لاغر شدی بگی تو رژیمم. یا موقع خوندن کتاب شبای امتحان های کتاب جای نوشته ها عکس کسی

دیگه  روتصور کنی.یه موقع جواب دادن سوال تستی از اسم اون استفاده کنی همیشه گزینه دال میزدم

اخه اسم قشنگش 4حرفیه هر سه تا اسمش 4حرفی بود ولی فامیلاش نه. 5حرفی بود 6حرفی بود.

چون خودم براش گذاشته بودم.خدامو شاکرم که یه دفعه ززندگی برام شیرینتر شد وقتی یه شبه همه

چیز عوض میشه از این رو به اون رو میشه وقتی بهت ثابت میشه یکی با تمام وجود داره بهت عشق

می ورزه یکی تمام خواسته های که هیچ وقت انتظار نداشتی برات براورده کنه یه روزه برات براورده می

 کنه.پناه گاه خستگی هات و لحظه های بی کسی هات باشه. وتنها خواسته اش یه شاخه گل

مصنوعی قرمز رنگ باشه .وتنها در مقابل درخواستش فعلا همین یه دونه عکس براش تو نستم هدیه

کنم تا موقع وصال .........

آخه داستان طوریه که باید خودتون بفهمید دوستان


 


[+] نوشته شده توسط یه موندگار رفتنی در | |







بنام کعبه ی عشق

سلام دوستان گرامی بعد از شاید هفته ها اومدم براتون آپ کنم . اما نمیدونم چی بگم و از چی براتون بگم

از انسانی که هر چه از آن تعریف کنم جمله ای زیباتر از همیشه دوستت دارم و خواهم داشت نمیتوانم خطاب کنم

از مسافری میان انسان ها او را برگزیدم که بهترین و ساده ترین و صادقترین بود .

ساده بگم هیچ کسی نتونست و نمیتونه جای اونو برام پر کنه . همیشه سعی کردم مبادا نگاهم توی چشمای

کسی متلاقی بشه . الحمدلله موفق شدم و بودم به خواست خدای متعال اما عشق یک شاید بگم عمل یا

احساسی غیر اختیاریه همیشه وقتی میشنیدم میگفتن اگه پسری و دختری عاشق هم شدن ..........

از خدا میخام عشقمو توی دنیا و اخرت سعادتمند و ........ هر جمله ای عشق نیست و هر کلمه ای زیبا نیست

و هر دوستی پایدار نیست . هر انتظاری شیرین نیست و هر انسانی عاشق نیست .........

به یاد اون کسی این نوشته ها رو مینویسم که از خدای متعال همیشه ......... به خاطر کسی امشب اپ

میکنم که هر لحظه و هر کلمه ای   منو یاد حرفاش و خاطرات شیرینش میندازه از خدای متعال اونو میخام .

خیلی حرف زدم .

 

 به یاد خدا بودن

حتی توی مشکلات چقدر شیرین و زیباست اگه تا الان و امشبم اروم و منتظرم فقط به دلیل اینه که (یاد خدا) و

یاد توئه که بهم امید میده و به صبر و تحمل و انتظار دعوتم میکنه . ازت متشکرم بهترینم یه دنیا ممنونتم انشالله

روزی بتونم ......... گفتن هر چیزی نمیتونه راحت باشه

[+] نوشته شده توسط یه موندگار رفتنی در | |







دلنوشته ها و احساس ساده ی دخترک 18 ساله

خدای من ازت شاکرم چون اگر صبر به ما عطا نمی کردی در هر مصیبتی که عزیزانمان را از

دست میدادیم دل شکسته و ناامید میگشتیم . از تو شاکرم به دلیل همه چیز . به دلیل با ما بودن

.به دلیل هر لحظه بودنت و نگاهت به انسان هایی که خود انان را خلق کردی و عشق در

قلبهایشان نهادی و به دلیل هر روز زندگی کردن و نفس کشیدن . خدایا همیشه از پلیس یه

خاطره خوب در نظر داشتم و توی ذهنم بزرگ و بزرگ تر شد . که پلیس یعنی محافظ انسانهای

بی گناه که مجرم ها رو میکشه و این خاطره منو به دنیایی دعوت کرد که برام شیرین بودن. یه

دنیایی با انسان های پاک ...... اما نمیدونم خدای من ... یا الله .هیچ وقت به این فکر نکرده بودم

که اگر پلیس تیراندازی کنه و تیرش به بیگناهی اثابت کنه و جوابی برات نداشته باشن که قانعت

کنه و با عقلت جور در نیاد باید چه دعایی کرد . چرا . خدایا بهم یاد دادی نفرین کردن خوب نیست

بهم یاد دادی سزای اعمال هر کسی رو میدی . اما خدایا هیچ کسی اینو بهم یاد نداد هیچ کسی

اینو نفهمید که اگه غمی داشته باشیم اگه دردی توی قلبمون ازارمون میده با مجازات اون فرد

اروم نمیگیره . خدایا از تو شاکرم که این کلمات تلخ و غیرعقلانی را از ذهنم پاک کردی اما این بار

فقط از پلیس یک انسانی در ذهن من ساخته شد که با به یاد آوردن آن روزهای سخت فقط

بغضم تازه می گردد و تو ای خدای خوبم مرا آرام میسازی با خواندن نامت در دلمان نوری از امید

می پرورانی و با خواندن کتاب مقدست به مامیفهمانی که فقط باید صبر کنیم به ما یاد دادی که

همه ی ما انسان ها روزی به خودت باز خواهیم گشت . انشالله با کوله باری پر از حسنات و

خوبی ها به تو بازگردیم نه کوله باری پر از گناه و خطا خدای ما رو ببخش و مورد عفو قرار بده

.خداوندا برادر عزیزنمان را از درجاتی قرار ده که .......... یا الله همه ی انسان ها را به راه راست

هدایت کن . و انشالله مشکلات و غم در دل های ما خانه ی ابدیت را نسازند .


[+] نوشته شده توسط یه موندگار رفتنی در | |







اگرچه از این دنیای رفتی اما باز هم یادت همیشه با ماست برادر گرامی

انا الله و انا الیه الراجعون

خداوندا از تو میخام به عزیزانم صبر و تحمل عطا کنی

از تو میخاهم برادر ۲۴ ساله ی عزیزانمان را روحش شاد کنی

از همه ی انسان های این شهر دلگیرم زیرا نه ترس از تو داشتند و نه انسان بودند

یه انسان واقعی هیچ وقت بی رحم نیست و ایمانش اجازه نمیدهد مظلمومی را از این گونه

خانواده ای را عزادار و دوستانی را پریشان کند

خداوندا از تو میخاهم همان جوری که تا به امروز زندگیم مرا راهنمایی کردی

و به من اموختی که این دنیا جای همیشگی ما انسان ها نیست

و همان گونه با عدالت بین ما قضاوت کردی

از تو میخاهم در این دنیا به سزای اعمال کسانی برسی

که رحمی در دلشان نبود

خداوندا به عزیزانم صبر بده

یا الله همه ی انسان ها را به راه راست هدایت کن

خداوندا با هر بار که صدایت میکنم بغضم در گلو تازه میشود

اما این امید را در دل دارم که فقط تو میتوانی ما را ارام سازی

یا الله

دوستان گرامی برای شادی روح برادر عزیزمان فاتحه

و

برای خانواده عزیزشان طلب صبر و تحمل از درگاه خداوند متعال خواستار باشید


[+] نوشته شده توسط یه موندگار رفتنی در | |







خوش به حال بچه ها که نمی فهمن

 

کاش همان کودکي بوديم که حرفهايش را از نگاهش مي توان خواند. اما اکنون اگر فرياد هم بزنيم کسي نمي فهمد. دل خوش کرده ايم که سکوت کرده ايم. سکوت پر، بهتر از فرياد تو خاليست! دنيا را ببين... بچه بوديم از آسمان باران مي آمد، بزرگ شده ايم از چشمهايمان مي آيد! بچه بوديم دل درد ها را به هزار ناله مي گفتيم، همه مي فهميدند. بزرگ شده ايم، درد دل را به صد زبان به هر که مي گوييم ... هيچ كس نمي فهمد
 
 
 
         

[+] نوشته شده توسط یه موندگار رفتنی در | |







برای قلب مهربانت می نویسم


 


مثل یه قناری توخونه دلم نشستی و با اواز عاشقانه ات مرا دوستدار عشق پاکت کردی

مثل شیرین عاشق اومدی و منو فرهاد خود کردی با چشمای عاشقانه ات مرا همسفر راه عشق خود کردی

امدنت مثل یه روزی بهار سبز. رفتنت مثل روزهای پا ئیزی خزان .شیرینتر از همه ((ماندن)) با وجودت با یادت با خاطراتت با من بمان ای ماندنی تا ابد

با قلم بی رنگ خود وبا جوهر عشقم به سوی قلب مهربانت رهسپار می شوم و بر روی قلبت می نو یسم ((تمام قلبت اذعان من است))تا قلبت تنها و تنها برای من بماند

توی ذهنم پر از خشم بود نتو انستم بفهمم ولی وقتی چشم به این نوشته افتاد

 

"آنچه را که برایت مهم است به سگ ها بده;
مرواریدهایت را به پای خوک ها بیفکن;
زیرا آنچه که مهم است,بخشیدن است."

جونی دوباره گرفتم وامدم تا بمانم نمی خواهم مسافر همیشگی باشم.

 


 



[+] نوشته شده توسط یه موندگار رفتنی در | |







خداوندااااااااا قلبم را تسكين ده و مرا به حال خود مگذار

  درد و دل های پروانه ای در جستجوی عشق 


من پرستوي خزان ديده و پر مهره توام، حسرتي گر به دلم هست همان دوري توست *مسافر تنهایی من*
 


چی بگم ....  همیشه میخام با این شیوه پیش برم مشکلات رو شکلات کنیم تا حدی هم برام جالب و شیرن بوده هر چندم مزه ی تلخش از هر زهری بدتره . خدایا خودت کمکمون کن. وقتی مشکلی پیش میاد که نتونه قلبت تحملش کنه و روی قلبت سنگینی می کنه . میخای خالی بشی میخای حرف بزنی با یکی  میخای گریه کنی بغضت توی گلوت تمومی نداره  با خدای خودت حرف میزنی درد و دل میکنی شکرش میکنی که بلایی بدتر از اینا سرت نیومد . اما وقتی قلبتم حتی ذهنتم طاقت مشکلاتی رو نداره که ....... مشکلات ما جوونا  از دید  بزرگترا اینه که مشکلات ما برای اونا ساده ست چون بزرگترا از دید خودشون به این مسائل نگاه می کنن . و توی زندگیشون تجربه ای داشتن . همون جوری که خواسته ی یه بچه ی کوچیک برای ما مثل یه اب خوردنه اما برای قلب کوچیک و پاک اونا تموم قلبشون و فکرشون رو مشغول و ناراحت می کنه . دوست داشتم این گفته ها رو ........
انشالله غم توی قلب هیچ کسی لونه و کلبه ی ابدیت رو نسازه . ادم وقتی یکی رو دوست داره هیچی کسی غیر از خدا نمیتونه اونو ازش بگیره . حتی خیال و افکارشو . راضیم به رضای تو یا الله ..... انشالله همیشه در زندگیتون موفق باشید و حتی اینو بدونین اگه زندگی همیشه شیرین بود ما بنده ها از یاد خدا غافل میشدیم اگه زندگی مشکلات و غم و درد درونش نبود هیچ کسی طعم با هم بودن و خوشبختی رو احساس نمیکرد ....
خداوندا مسافر همیشگی من رو سعادتمند و خوشبخت بگردان


 


[+] نوشته شده توسط یه موندگار رفتنی در | |







امشب پروانه ها از طرف خدای متعال خبر خوبی رو برام اوردن از مسافرتنهایی من

 

نامه ای از دخترک ۱۸ ساله تقدیم به کسی که هنوزم برای سعادتمندی و خوشبختیش دعا خواهم کرد

در بامداد یک شب بهاری عشقت در تار و پود وجودم طلوع کرد تو خرامان آمدی و چون یک شعاع منور بر قلبم نشستی . نگاهت با خود زندگی به همراه داشت. توهستی بخش من بودی و طراوت نسیم صبحگاهی از نوک مژگانت تراوش میکرد عطر نفس تو بر سر تا سر هستی ام بذر عشق پاشید مهر تو چون چشمه ای زلال قلب تنها و مهجورم را سیراب کرد و پیکر نیمه جانم را حیات بخشید و نفسم را از گرد و غبار جنون و تنهایی تطهیر نمود تو به این زمین خاکی تعلق نداشتی ، تو نگهبان و پاسدار خوشبختی بودی . تو چون گوهری در صدف پاک و مقدس بودی. قلبت آینه ی تمام نمای انسانیت بود، هربار که تو را می دیدم خاری از کویر تشنه و عطش زده ی دلم جدا میگشت و فرو می افتاد . نگاه مهربانت مرهم دل ریشم بود جای هر خار ، شقایقی در دشت سینه ام کاشکی . هر زمان که به دیدارم می آمدی ، قبل از دخول کلبه ی دلم را با مژگانم آب و جارو میکردم و گرد و غبار از چهره ی می زدودم . تو در قلب من منزلگهی داری که بیگانه را در آن راه نیست اما من به کجا باید برم تا عقده ی دل بگشایم ودستی به نوازشم بپردازد و قلبی مهر مرا در خود جای می دهد؟ امروز بیش از روزگاران گذشته رنج می برم و در این هذیان تب الود به این نکته می اندیشم که بی تو چگونه زندگی را سر کنم ؟اکنون دیگر نهال آرزو در قلبم خشکیده است ، بی تو در صحاری خشک و سوزان سرگردان مانده ام . نه راه گریز را میشناسم نه امید بازگشت دارم . ای فرمانروای قلب من خاطرات با تو بودن به من امید می دهند . قلبم با خاطرات آن ایام خوش و دل پذیر زنده است و جسمم باریست بر دوش هستی . من به این تقدیر محتوم گردن می نهم و فرمان ظالمانه ی سرنوشت را اجابت می نمایم . به بهشتی که در وسعت اندیشه ام ، در بیشه زار قلب خاموشم ، ساخته و پرداخته بودم پشت می کنم . به استقبال ظلمت و حرمان می روم ، در شراره های عشق او ذوب می گردم و فنا می شوم اما ای فرشتگان آسمانی ، از خدای متعال بخواهید که او را نیک بخت و سعادتمند بگرداند زیرا ما نه مراد از دنیا گرفته ایم و نه عافیت

................. 

 

 

امشب پروردگارم مرا از ..... اگاه ساخت

امشب شبی  بود که توی خلوتم باهاش جشن گرفتم

شبی که برام تمومی نداشت و انتظارش رو میکشیدم

خدایا شکرت  خداوندا در تمام مراحل زندگی

او را خوشبخت و سعادتمند گردان  امشب برایم شبی

پر از خاطراه ها بود .


[+] نوشته شده توسط یه موندگار رفتنی در | |







نمیدونم این عشق بود یا وهم . شکست بود یا درد .خیال بود یا غم . هر چی که بودش بازم شکرش

 

 


آن را که تویی چاره بیچاره نخواهد شد

خدایا !

همیشه در ذهن من باش وقتی که از خواب بیدار میشوم
سراسر روز بر من بتاب بگذار هر دقیقه زمانی باشد برای همنشینی با تو
نگذار فراموش کنم . در هر ساعت از این که با من مانده ای و خواهی ماند
تا صدای مرا بشنوی و به من پاسخ دهی شکر به جا آورم .

خدایا!

وقتی که شب می رسد بگذار که افکارم از تو و عشق تو آرامش گیرند.
بگذار که خوابم از امنیت و مهر تو اطمینان داشته باشد و آگاه باشدکه من متعلق به تو هستم .



[+] نوشته شده توسط یه موندگار رفتنی در | |







حرفای دل من به خداوند مهربونم

بسمه تعالی

خداوندا از چه سخن بگویم از دل دردم یا از ............
روزگار بی وفا

در بیابانی حرکت میکنم که راه ان را فقط تو به من یاد دادی
قلبی دارم که روزی پر از عشق تو بود و حال نیمی از ان را به انسان های این روزگار سپردم
کارهایی اشتباه کردم گناهی مرتکب شدم و از تو (خدا) طلب بخشش نمودم
مرا مثل روز اول تولدم پاک تطهیر نمودی
و باز در بیابان خسته و کوفته برای استراحت به جایی پناه بردم
به جایی که نمیدانستم عاقبت سر از کجا به در میاورم
از میان مسافران مسافری را برگزیدم و برای درد و دل او را انتخاب کردم
اما نمیدانستم که عاقبت این کار و دوستی
به کجا خواهد کشید در کنار او اوایل تسکینی نمی یافتم
همیشه دعوا بحث ......
روزی که به خود امدم خود را شیفته و دوست و تکیه گاهم خطاب کردم
و با او این بیابان رو طی خواهم کرد
از قران کتاب اسمانیت خواندم و معنای عشق حقیقی این نیست
اما گویی در عالمی که من در ان سیر میکردم توهم و خیالی بیش نبود
حرفاها و نوشته ها الهی نشان میداد که کار من اشتباه ست
اما قلبم را با او چه کنم تا حدی او را دوست میدارم
که روزها رو شبایی که در خلوت من نیست و به استراحت میرود
از درگاه تو براش ارزوی سعادت و سلامتی را می کنم
خداوندا مرا بخشش
انسانی هستم در برابر خواسته هات ناتوان
انسانی هستم ضعیف
هر سخنی را که با تو در میان میگذارم به ارامش میرسم
دیگر قادر به تکلم نیستم بغضی که در گلو دارم میشکند اما تمامی نخواهد داشت
خداوندا چند روزی ست که او را از خود رنجانده ام و نمیدانم از کجا شروع کنم
و در کدامین بیابان و شهر او را پیدا کنم
انشالله به امید ان روز صبر خواهم کرد


 

[+] نوشته شده توسط یه موندگار رفتنی در | |







مسافر تنهایی های من

دل آدم ها به اندازه حر ف هاشون بزرگ نیست

اما اگه حرف هاشون از ته دل باشه می تونه بزرگ ترین آدم ها

رو بسازه

 

وخداوند مهربان

 

دستان مرا كه خويش را گم كرده بودم در دستانش گرفت و من

 

به اندازه ي تمام ابديت احساس امنيت كردم

 

دستانش بوي گل ياس بوي مر يم بوي نوازش مي داد

 

و آنگاه بود كه خداوند خوب مرا به ميهماني همه ي عشق ها دعوت نمود و من

 

عاشق شدم


[+] نوشته شده توسط یه موندگار رفتنی در | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Ghaleb New & Music Cod & Best Roman & Hafez Fall